جعفر بن أبى إسحاق دارابى كشفى

170

ميزان الملوك والطوائف وصراط المستقيم في سلوك الخلائف ( فارسى )

خلق و جمع مال در اطراف و بلاد مىگردند و به صد گونه تصنع و شيّادى و بوالعجبى و رنگها و نيرنگها در آيند تا چگونه مقصود دنيوى را حاصل نمايند و بر سر منابر به مداحى سلاطين ، ملوك ، امرا ، وزرا ، صدور ، اكابر ، اصحاب مناصب ، ائمه جماعت ، قضات و حكّام مشغول شوند و فاتحه و دعاى خير براى آنها گويند و آنها را به اين وسيله ، منظر و معين خود نمايند و حكايتهاى دروغ و احاديث موضوع و مطعون روايت كنند و گويند كه حديثى است صحيح ، و خلق را به اميدهاى دروغ و مذموم اميدوار نمايند و بر خوش آمد ايشان سخن گويند و ايشان را در بدعت و ضلالت اندازند و بسيار باشند كه به بهانه و به اسم تعزيه جناب امام حسين عليه السّلام يا به اسم اينكه من مقلّد فلان مجتهدم و رسالهء او را در دست دارم يا به اسم اينكه زوّارم و به امثال اين صورتها در مىآيند . چنان كه در اين زمانها بسيار و فراوان مىباشند و عالم‌گير شده‌اند و لهذا با علماى حقّانى كه به افعال و گفتار آنها رضا نمىشوند و تبعيت نمىكنند ، عداوت مىورزند و افتراء مىبندند و سر منبر گدائيها مىكنند به بهانه‌هاى مختلفه و متصنّعه و توزيع بر مردمان مىكنند و چراغ اول و دوم قرار مىدهند و هر چراغى را به اسم يكى از ائمه عليه السّلام نامزد مىكنند و از ظالمان و ديگران ، مال مىگيرند و شايد از درويشى كه شام شب را ندارد به اكراه و به حكم مىستانند و شايد كه بر اكثر آنها خمس و زكات واجب مىباشد و علاوه بر ترك دادن آنها ، خمس و زكات را از مردمان مىگيرند و حرام مىخورند و مىپوشند و گاه باشد كه تعصّبها كشند و فتنه‌ها انگيزند و عوام را بر فتنه و تعصّب اغوا كنند به اسم دين‌دارى و جهاد و تقويت دين ، اينها از عالم و واعظ به زبان و جاهل و ناعظ در دل و آتش افروز جهنم مىباشند . گفتى كه بوقت مجلس افروختنى * آيا كه چه نكتهاست بر دوختنى اى بىخبر سوخته و سوختنى * علم آمدنى بود نه آموختنى و دوم از اين قسم هالك ، آن است كه عالم و واعظ به دل و زبان است و صالح و مقدس است و از بدعت ، دروغ و افتراء اجتناب مىنمايد و همه اقوال و افعال او از روى